حسن الحسيني النجفي القوچاني ( آقا نجفى قوچانى )

38

شرح دعاى صباح ( فارسى )

تفاصيل آن موقع ندارد . و النّاصع الحسب في ذروة الكاهل الأعبل ، عطف است بر الدليل ، ناصع به معنى خالص و روشنى و سفيدى شديد آمده است و هر يك مناسب است در اين جا كه مراد باشد و النّاصع اسم فاعل و الحسب فاعل او و الف و لام عوض از مضاف إليه ، فى ذروة متعلّق است به محذوف در موضع حال است از حسب و حسب آن چيزهايى است كه به او فخر مىشود از آباء و اموال و دين و اخلاق و افعال ، و ذروة بكسر الذّال بلندى هر چيز را گويند و اضافهء ذروة به كامل به تقدير من است و كامل بلندى مقدّم ظهر از طرف گردن است ، به عبارت آخرى كوهان باشد و اعبل صفت كاهل است به معنى چيز ضخيم و كلفت كه سفيد باشد و چون در معنى اولون مأخوذ باشد ، بر وزن افعل است . يعنى : و رحمت نازل كن بار الها بر كسى كه خالص است مفاخر او در حالتى كه ثابت است مفاخر او در اعلاى كوهان بزرگ سفيد و ثبوت او در اين ، كنايه از وضوح او است و عدم بودن او قابل انكار كه ذكر ملزوم است و ارادهء لازم مثل : زيد كثير الرّماد كه ذكر لازم و ارادهء ملزوم . [ 1 ] چون در كنايت غالبا ذكر محسوس از اين دو امر شود و ارادهء ديگرى كه معقول است . بيان اجمالى في حسب المصطفوى بدان كه اشاره شد كه حسب شخص با شرف آبائى است يا مالى يا اخلاقى يا افعالى و حسب وجود مقدّس نبوى صلى اللّه عليه و آله ثابت و روشن است از همهء جهات ، اما شرف افعالى آن حضرت اگر چه بىشمار است لكن ذكر بعضى از آنها را تبرّكا مىنماييم : مثل تسبيح گفتن سنگ ريزه ، و ناليدن ستون مسجد هنگامى كه به منبر رفت ، و شقّ القمر ، و جارى شدن

--> [ 1 ] كنايه ، عبارت از ايراد لفظى و ارادهء لازم معنى آن ، گاهى لازم قريب است و گاهى بعيد كه در مثال فوق لازم بعيد است ، زيرا زيادى خاكستر لازمهء سوخت و سوز زياد و اين لازمهء طبخ زياد و طبخ زياد لازمهء مهمان زياد و آن لازمهء سخاوت زياد است .